دسته: یادداشتها
جایی که روزمرگیها، یادداشتها و نوشتههای شخصیم منتشر میشوند
-
من، کامپیوتر، افکار و فردا – روزنوشت
کامپیوتر را روشن میکنم. اینبار برایم مهم نیست صدای جدیدی دارد یا همان قارقار قدیم است. سر درد عجیبی مغز مرا زمین فوتبال کرده. دور ذهنم فقط یک بند است، بندی نازک تا محتویاتش را نگه دارد. افکار، احساسات، خیال، تحلیلها و الخ. پسورد میخواهد، لعنتی چندیست به این لینوکس سر نزدهام، پسوردش را چه…
نویسنده
-
تنهاترین تنها
توجه: این نامه دلنوشته قدری تاریک است و خواندن آن توصیه نمیشود! دستهایم یخهای سرد و خشکند. حالا دیگر من هستم، دنیا و روزگاری با تلخی سرازیر شده است. تنها تاریکی را میبینم، تاریکیای که فقط در چشمان من میدرخشد. یک دنیا برای زندگی، یک خاموشی برای کشف، یک سرابی برای دلخوشی و یک بطری…
نویسنده
-
نامهای به دختر آفتاب
تو ای دختر آفتاب که نور خویشتن به خانقاه فراموشی بردهای. آینه را کاش با خویشتن میبردی. برای یکبار هم که شده به آن خیره و با نورش جان میگرفتی. زندگی کردن به امید دیگری همانقدر مذموم است که پنهان شدن از زندگی. امشب را صبح میکنی، فردا را بار دگر در خفای خویش پنهانی.…
نویسنده
-
روزی پس از روز مهندس
امروز فردای روز مهندس است. هوا که اینجا بارانیست. میگویند بیشتر ایران بارانی است، حداقل دور و اطراف غرب و ایران. یک زمانی برای مهندس شدن باید زحمت میکشیدیم. اصلا باید عرق میریختی تا یادبگیری کجایی و چه میکنی. حالا هم که خودآموزی بسیار مهم شده. البته توهمی هم در ایران پدید آمده که مثلا…
نویسنده
-
خفته در اعماق خویشتن
در اعماق خویشتن خفته اما هوشیارم. به سختی پلک میزنم. چشمی باز و چشمی بسته؛ باز تا مبادا گذر لحظهها از کفم بروند. مبادا رد شود و نتوانم حتی از گوشه چشمم بنگرمش. چشمی بسته تا در خیال خویش غوطهور رو به آسمان پروازی دوباره کنم. 《شاید آمد و باز بیدار شدم》 پ.ن: سپاس فراوان…
نویسنده
-
چطور با قربانی کردن الان، آینده را بسازیم | نامهای به خویشتن
این یک نامه به خودم است! نابرده رنج، گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد یک روزی همه ما حاضر میشویم تا رنج و سختی را به جان بخریم. حالا ممکن است این روز در جوانی باشد یا میانسالی و یا شاید پیری. تنها کاری که ما باید کنیم این است…
نویسنده
-
مقاومت در برابر نوشتن یا مرض شتر نویسندگی
کتاب نبرد هنرمند (نبرد هنر) را دوباره یک ورقی میزدم. دوباره تنبلی و نبرد بزرگ برای کاری که انجام نمیدهیم. دقیقا چیزی که سخت است نوشتن نیست. بلکه نشستن و شروع به نوشتن کردن است. خب این موضوع تازهای نبود اما بیماری دایمی است. میدانید مثل میگرن که خوب نمیشود. این مقاومت کردن هم برای…
نویسنده
-
گذری بر محتوای تخصصی نما
اصلا محتوای تخصصی نما چی هست؟ محتوا، نوشتهها و کتابها، دست کم کتابهایی که من میشناسم توسط تعدادی انسان نوشته شده. کار خیلی خوبی هم کردند. هر نوع کتابی بلاخره نوشتند دمشان گرم. اما کتابهای تخصصی نما توسط آدمهای متخصص نما نوشته شدهاند. متخصص نما کیست؟ عمهشان. نه خیر، خودشانند دقیقا. اگر ذهنت رفته به…
نویسنده
-
امروز یادگرفتم | مذاکره تلفنی
امروز یادگرفتم… وقتی قرار کاری دارم باید از قبل خیلی مسایل را روی کاغذ نوشته باشم. اصلا موقع مذاکره چه تلفنی چه حضوری باید این نوشتهها را داشت. میخوام موضوعی را که چندین بار بهش برخوردم بگم. تا هم اینجا ثبت شود هم در ذهنم. وقتی صحبت میکنیم از میزان قدرتی که پشت کلمات هرکس…
نویسنده