پرش به محتوا

با ذهنی خسته می‌نویسم

امشب تنها می‌توانم بگویم که خسته‌ام. کارهای گره خورده، سوزن‌های زیر پای لخت، آسمان خاکستری و هوای زهرآگین.

گرده خورده‌ام به بند ناف اقتصاد. نیمی‌ از مردم که هرگز تفکر هم نمی‌کنند. عده‌ای غارتگر. غارتگر عده‌ای. اندکی هم گردن ضخیم و دندان خنجر.

چاره چیست؟

توان سر خم کردن که نیست. پس باید راهی یافت.

و من به دنبال راهم به دنبال سرعت به دنبال فکری بهتر و اندیشه‌ای راهگشاتر.

من به دنبال راهبردی بهترم و به دنبال عمل و کنشی بی‌وقفه و استوار.

تسلیم نخواهم شد. هرگز.

با تمام خستگی با تمام سختی،

ایستاده‌ام.

ادامه خواهم داد.

1 دیدگاه دربارهٔ «با ذهنی خسته می‌نویسم»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.