نویسنده: علیرضا شیاسی

  • گل‌ها، دل و عقربه‌ها

    نکند برسد آن لحظه که باشند فقط عقربه‌ها نکند شب بشود بی‌فردا بی‌سحر بی‌آفتاب نکند دل بلرزد و بیافتد تنها نکند چشم نبیند دل را نکند مانَد جا، آنسوی غبار دل خفته در رویای بهار نکند باز شود زخم دل نکند دانه‌ای باشد آنجا نکند خونِ این دلِ خفته در غم شود آب حیات گل‌ها…

    خوانش بیشتر

    گل‌ها، دل و عقربه‌ها
  • نامه‌ای به دختر آفتاب

    تو ای دختر آفتاب که نور خویشتن به خانقاه فراموشی برده‌ای. آینه را کاش با خویشتن می‌بردی. برای یکبار هم که شده به آن خیره و با نورش جان می‌گرفتی. زندگی کردن به امید دیگری همانقدر مذموم است که پنهان شدن از زندگی. امشب را صبح می‌کنی، فردا را بار دگر در خفای خویش پنهانی.…

    خوانش بیشتر

    نامه‌ای به دختر آفتاب
  • تو می‌توانی موفق شوی

    تو هم می‌توانی موفق شوی، ثروتمند شوی. پولدار شوی. و وقتی می‌گم پولدار، به معنای واقعی است نه دزدی، رانت، پارتی و هر روش نادرست. اما برای ثروتمند واقعی شدن نمی‌توانی اخلاق، اخلاق کاری و اخلاق حرفه‌ای را زیر پا بگذاری. آره، تو هم می‌توانی موفق شوی. دنبال دور زدن، میانبر و روش‌های دروغین نباش.…

    خوانش بیشتر

    تو می‌توانی موفق شوی
  • روزی پس از روز مهندس

    امروز فردای روز مهندس است. هوا که اینجا بارانی‌ست. می‌گویند بیشتر ایران بارانی است، حداقل دور و اطراف غرب و ایران. یک زمانی برای مهندس شدن باید زحمت می‌کشیدیم. اصلا باید عرق می‌ریختی تا یادبگیری کجایی و چه می‌کنی. حالا هم که خودآموزی بسیار مهم شده. البته توهمی هم در ایران پدید آمده که مثلا…

    خوانش بیشتر

    روزی پس از روز مهندس
  • خفته در اعماق خویشتن

    در اعماق خویشتن خفته اما هوشیارم. به سختی پلک می‌زنم. چشمی باز و چشمی بسته؛ باز تا مبادا گذر لحظه‌ها از کفم بروند. مبادا رد شود و نتوانم حتی از گوشه چشمم بنگرمش. چشمی بسته تا در خیال خویش غوطه‌ور رو به آسمان پروازی دوباره کنم. 《شاید آمد و باز بیدار شدم》 پ.ن: سپاس فراوان…

    خوانش بیشتر

  • با چقدر از وجودتان می‌خواهیدش؟

    موفق شدن، یک روند است. حرکتی است از پایین به بالا. اما مسیری آسان نیست. پر از پستی و بلندیست، پر از چاله و سنگ. پر از وسوسه‌ها و حواس‌پرتی‌هاست، پر از فشارها و تنهایی‌هاست.   درحالی که بعضی‌روزها پر از انرژی بلند می‌شوید و بیشتر و بهتر از قبل کار می‌کنید روزهای دیگر بیشتر…

    خوانش بیشتر

    با چقدر از وجودتان می‌خواهیدش؟
  • مگر آنکه بشود مشک فشان، نفس باد صبا

    تو رفتی و باران نبارید بار دگر با ناز و ادا اگر دریا اگر اقیانوس باشد این فاصله سرد   یاد تو می‌شکند، هرچه آن فاصله هست هرچه افتاده در اینجا هرچه مانده برایم هرچه باقیست به خاک رفتی و رفتن تو پاک نکرد حتی یک لحظه ز یاد خاطراتی که همینجا سر کوچه‌ی دل…

    خوانش بیشتر

  • چگونه شروع کنیم | ادامه دادن و انگیزه داشتن

    به درس پایانی این دوره خوش آمدید. با پایان این درس شما دوره را تمام کرده‌اید و یک راه کاربردی برای آغاز هرچیزی که می‌خواهید را یاد گرفته‌اید.   ادامه دهید به شما تبریک می‌گویم برای اینکه اولین گام خود را برداشته‌اید. شما آغاز کرده‌اید. این تازه اول ماجراست. حالا که یادگرفته‌اید چگونه آغاز کنید،…

    خوانش بیشتر

  • چگونه شروع کنیم | گام نخست

    تا به اینجا یاد گرفتیم چگونه ذهن خود را آماده کنیم. درست مانند یک ورزشکار قبل از مسابقه. حالا نوبت مسابقه است. هرچه تمرین کرده‌اید حالا اثر بخش خواهد بود. زمان حرکت است، وقت عمل کردن رسیده است. اولین گام خود را بردارید. گام نخست همان آغازی است که به دنبالش بودید. درست مطابق برنامه…

    خوانش بیشتر