نویسنده: علیرضا شیاسی
-
درس دادن، میخواهم آموزش بدهم (دوباره)
چند وقتی هست که در فکر آموزش هستم. راستش را بخواهی قبلا هم آموزش دادهام چه آنلاین چه حضوری ولی چنگی به دلم نمیزد. البته نه اینکه آموزش چنگی به دلم نزنهها نه! بیشتر به خاطر این بود که یا آموزشهای مهارت مهندسی بود که خب همه هستند یا چیزهایی که میگفتم به دل خودم…
نویسنده
-
تولدم بود دوباره پیمان بستم (۱۴۰۳-۲۰۲۵)
امروز زاد روزم بود؛ تولدی که باید شادی کنم دوباره، حالم خوش ولی تو مرا شاد مدان، خندان و شنگول و همچو کودکیام شاد ندان. شاید بتوانم به آسانی بگویم که پس از کودکی من هرگز نه ذوق تولد داشتم نه شاد و شنگول بودم حتی گاهی همچو امروز بیتفاوت ولی خوشحالم. تنها خوشیام و…
نویسنده
-
عجله در انجام کارها: وقتی کارفرما میگوید عجله دارم
تجربه شخصی من و دوستانم در حوزههای مختلف ثابت کرده که: وقتی کارفرما میگه عجله دارم، خالی میبنده! اگر دیدی فشار میآورد که زودتر کارش انجام بشه، بدان که یک جای کار مشکل اساسی داره. اصلا کار عجلهای چرا؟ یعنی چی؟ اصولا هم وقتی قسمت مربوط به خودت را انجام میدهی دیگر عجلهای برای انجام…
نویسنده
-
بهار سرخ (نوروز ۱۴۰۲ یا ۲۵۸۲ ایرانی)
زده بیرون ز سر سبزه گلی سرخ گشته دشتها پر گل از ندای فردا از بهار آتی از صدای رویا که دو چند ماه قبل شده گلگون طرح بی روح خیابون طرحی از خون روی آسفالت و قیر لحظههایی که ستمگر شد زمینگیر ناتوان شد، آورد سلاحی بیرون، بریخت خون خونی چو بهاران شده گلگون…
نویسنده
-
تو که سهلی
در وصف این روزها به آنان که باید بدانند گرچه عقل خفته و جهل بیدارند. ما از مغول و عرب گذشتیم تو که سهلی ما از دل شرق و غرب گسستیم تو که سهلی ما زاده عشقیم و فرهنگ ما از خاک تا ستارگان برفتیم تو که سهلی علیرضا شیاسی
نویسنده
-
آنان که با غضب رفیقاند
رباعی تازه سرودم در وصف حال این روزهای ما آنان که با غضب رفیقاند در پستی سرنوشت غریقاند آنگه که ز عجز تفنگ برآرند در نابودی خویش خوش طریقاند علیرضا شیاسی
نویسنده
-
همه ایران همه مردم
همه ایران همه مردم همه بی هذه، هذا همه یکی همه زنها برابر با همه مردان همه قانون آزادی سرار در وطن پیدا همه اقوام برابر با همه افراد همه اهریمنان رسوا علیرضا شیاسی
نویسنده
-
میزنند لقمهها در خون
لقمه در خون میزنی ای بیحیا زلف افشون بیرون بوَد تو را چه کار؟ طاقت زلفاش نداری، دیدن؟ یا بتانات گفتهاند تا بربکن هرچه شادی و جوانیست از وطن؟ گر زن و فرزند تو بندهٔ اهریمنند گر شب و روز در خفا اهل جفا با دشمنند گر خروج فرزند اهریمن خواب تو، شد فر وطن…
نویسنده
-
بازاریابی به زبان ساده – تعریف بازاریابی (مارکتینگ) ساده و چکیده
بازاریابی یا مارکتینگ چیست؟ بازاریابی یا مارکتینگ در نگاه اول یعنی یافتن و یا ساختن یک بازار برای ارائه محصول یا خدمت. با جرأت میتوان گفت که بیشترین کلمه استفاده شده در حوزه کسبوکار بازاریابی است؛ با انواع و اقسام ترکیبات. ترکیبات زیادی هم دارد مانند بازاریابی محلی، بازاریابی سنتی، بازاریابی دیجیتال، بازاریابی مویرگی، بازاریابی…
نویسنده