برچسب: شعر
-
خاورمیانهٔ سرخ – شعری در وصف حال خاورمیانه و افعانستان
کودک بود نمیدانست نان امشب را مادر در خون خواهد زد دختر بود جرماش مدرسه بود کتاب بود درس بود و تنها سلاحش، خنده میخندید اما نمیدانست کسی بیرون منتظر در کمین آخرین خندههای او را خون خواهد کرد اینجا خاورمیانه ست سرخ رنگ از خون کودکان زنان و مردانی که راه فهمیدن را پیش…
نویسنده
-
به یاد مادر – شعری برای مادرم
وقتی که عاشقانهها را به یاد میآورم هیچ نقش نمیبندد در ذهن جز یاد مادرم آن لحظهٔ آغاز که عشق را در من نهادهاند نامی نبردهاند جز نام مادرم این اشک شوق چشمان مادر است همراه کودکاش که تا لحظهٔ ابد بیادش بیاورد اولین آغوش عشق از آن مادر است آخرین سنگر بیکسی دامان مادر…
نویسنده
-
دلیلی باش چو مرهم
دلیلی باش چو مرهم بر دل مردم دلیلی باش که نومیدی نگردد حال این مردم تو باش و خود رهایی کن ز جور و پستی دوران تو دوری کن دلیلی باش در این دوران که گر کودکی نالان و گر یا بالغی حیران تو را دیدند به خود آیند شوند پر مهر و پر ایمان…
نویسنده
-
گلها، دل و عقربهها
نکند برسد آن لحظه که باشند فقط عقربهها نکند شب بشود بیفردا بیسحر بیآفتاب نکند دل بلرزد و بیافتد تنها نکند چشم نبیند دل را نکند مانَد جا، آنسوی غبار دل خفته در رویای بهار نکند باز شود زخم دل نکند دانهای باشد آنجا نکند خونِ این دلِ خفته در غم شود آب حیات گلها…
نویسنده
-
من آرزومندم
من آرزومندم شاید رویایی در سر دارم شاید شاید بارانی در پی افکارم شاید شاید از آفرینش ناکامم شاید شاید افسار گسیخته در پی درمان دردی بیپایان حیرانم سرگردانی بیزادگاه، بی معشوق بی آفتاب، بی نور من آرزومندم آرزویی دارم…
نویسنده
-
کودک هیچ کس
نه پدر، نه مادر رها تا ابدیت تنها آرزوهایش بی او مسیرش بی پایان و برای هرگز کودکی برای هیچ شانههایش کانون درد دنیا سینهاش پر ز درد انسان و پاهایش ناتوان از حمل بار زباله گردی پاره مانده پارچهای بر تن لباسش اندوه مردمکی در صورت چشمانش و خمیده لاکی کمرش زیر بار کار…
نویسنده