پرش به محتوا

دیوار کج

آن سوی دیوار کج کاهگلی | داستان کوتاه

دیوار کهن سال بود. بار روزگار او را به راست کج کرده بود. کنارش درخت انجیری پاجوش زده بود. درخت هر صبح که از خواب بیدار می‌شد به دیوار سلام می‌داد. دیوار هم با خوشحالیادامه »آن سوی دیوار کج کاهگلی | داستان کوتاه