چگونه شروع کنیم | انتخاب، تصمیم و برنامه ریزی

در دروس قبلی شما ذهن خود را آماده کرده‌اید، آشفتگی را مهار و با آزادسازی ذهن خود آشنا شده‌اید. اکنون در این درس خواهید آموخت چگونه یک مسیر را انتخاب کنید و تصمیمی بگیرید. سپس با برنامه ریزی آن را عملی کنید. تصمیم‌گیری پس از آنکه هدف خود را مشخص، افکار خود را آزاد و ایده‌ها و … خود را ساماندهی کردید، نوبت به انتخاب می‌رسد. باید خود را آماده تصمیم…

چگونه شروع کنیم | آزادی ذهن

نیازمند ویرایش است!   در درس قبل آموختیم چگونه بر آشفتگی‌های درونی و بیرونی خود غلبه و آن‌ها را مهار کنیم. اما مهار کردن کاری نیست که فقط یکبار انجام بپذیرد، بلکه کاری دایمی است. باید هر چندوقت یکبار آشفتگی‌ها و استرس‌ها را زدود، همانطور که هر چند روز یک بار خانه خود را آراسته و نظافت می‌کنیم. برای آنکه ذهن آزادی داشته باشید لازم است تا افکار خود را پرورش…

چگونه شروع کنیم | مهار کردن آشفتگی

به اولین درس از دوره کوتاه «چگونه شروع کنیم» خوش آمدید. به شما اخطار می‌دهم این دوره رایگان برای اطلاعات شما به وجود نیامده‌ است! اینجا هستیم تا عمل کنیم و هر آنچه که پشت گوش انداختیم و شروع نکردیم را آغاز کنیم. شما در این دوره یاد خواهید گرفت تا چگونه خودتان را آماده کرده و سپس کار و تغییر خود را شروع کنید. مهار کردن آشفتگی اصلا برای شروع…

چطور با قربانی کردن الان، آینده را بسازیم | نامه‌ای به خویشتن

این یک نامه به خودم است! نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد یک روزی همه ما حاضر می‌شویم تا رنج و سختی را به جان بخریم. حالا ممکن است این روز در جوانی باشد یا میانسالی و یا شاید پیری. تنها کاری که ما باید کنیم این است که مطمئن بشویم این روز پس از مرگ ما نیست. وظیفه من، تو و همه ما…

مردنی‌تر از همیشه | قصه

آن روز، آخر کوچه، گربه سیاه همسایه رنجورتر از همیشه کز کرده بود. باران شدیدی می‌آمد و امانش را بریده بود. ماشین مشتی قربون هم که قربانش بروم کمک فنرهایش شکسته بودند. دقیقا شده بود لانه گربه‌های محل، اما اینبار جز گربه سیاهه هیچ کدامشان آنجا نبودند. کوچه پایینی یک خرابه داشت. بچه‌های محل‌های اطراف داشتند زیر باران گل کوچک بازی می‌کردند. امروز یک پولی بهشان رسیده بود و کاپ خریده…

محتواگری به سبک گری وی – سریع و خلاصه

اگر قرار باشد خیلی مختصر و مفید این سبک را معرفی کنم باید بگم: یک محتوای بزرگ تولید می‌کنیم. سپس همین را به بخش‌های کوچکتری تقسیم و پخش می‌کنیم. چطوری؟ اینطور تصور کن که یک هندوانه بزرگ خریدی، آن را چطور تقسیم می‌کنی بین مهمان‌ها؟ همه از هندوانه بهرمند می‌شوند در حالی که هرکسی یک قسمت از آن را چشیده است. در تولید محتوا کار یکم پیچیده‌تر می‌شود. چون بازاریابی محتوایی…

مقاومت در برابر نوشتن یا مرض شتر نویسندگی

کتاب نبرد هنرمند (نبرد هنر) را دوباره یک ورقی می‌زدم. دوباره تنبلی و نبرد بزرگ برای کاری که انجام نمی‌دهیم. دقیقا چیزی که سخت است نوشتن نیست. بلکه نشستن و شروع به نوشتن کردن است. خب این موضوع تازه‌ای نبود اما بیماری دایمی است. می‌دانید مثل میگرن که خوب نمی‌شود. این مقاومت کردن هم برای همهٔ ما هست. در همهٔ کارها هست نه فقط نوشتن. در نویسندگی مرض تبدیل به مرض…

گذری بر محتوای تخصصی نما

اصلا محتوای تخصصی نما چی هست؟ محتوا، نوشته‌ها و کتاب‌ها، دست کم کتاب‌هایی که من می‌شناسم توسط تعدادی انسان نوشته شده. کار خیلی خوبی‌ هم کردند. هر نوع کتابی بلاخره نوشتند دمشان گرم. اما کتاب‌های تخصصی نما توسط آدم‌های متخصص نما نوشته شده‌اند. متخصص نما کیست؟ عمه‌شان. نه خیر، خودشانند دقیقا. اگر ذهنت رفته به سمت کسانی که تازه شروع کردند و کتاب می‌نویسند باید بگویم اشتباه کردی. هر سیاهی پارسی‌کولا…

امروز یادگرفتم | مذاکره تلفنی

امروز یادگرفتم… وقتی قرار کاری دارم باید از قبل خیلی مسایل را روی کاغذ نوشته باشم. اصلا موقع مذاکره چه تلفنی چه حضوری باید این نوشته‌ها را داشت. می‌خوام موضوعی را که چندین بار بهش برخوردم بگم. تا هم اینجا ثبت شود هم در ذهنم. وقتی صحبت می‌کنیم از میزان قدرتی که پشت کلمات هرکس نهفته می‌شود نتیجه مذاکره را تعیین کرد. جدای از مذاکره کارهایی که در طول قرارداد انجام…

پنبه و چوب و کنفسیوس | چرندنامه

نقل است کنفسیوس را که سوار بر گاومیش خویش در کهنه رهی داخل شد. در ره به چوبی و پنبه‌ای برخورد و بحث آن دو را در بحث و جدل یافت. پنبه بر سفیدی و نرمی خویش می‌بالید و فخر می‌فروخت. چوب بر سفتی و سختی و رنگی خوش می‌بالید. چوب را پنبه گفت: «تو که خویش محکم دانی، هیچ دانی تیره و زخمی هستی. حتی تکه پاره‌ای از درختی مرده‌ای….