توسعه فردی

مطالب مختص توسعه فردی و توسعه شخصی.

چطور با قربانی کردن الان، آینده را بسازیم | نامه‌ای به خویشتن

این یک نامه به خودم است! نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد یک روزی همه ما حاضر می‌شویم تا رنج و سختی را به جان بخریم. حالا ممکن است این روز در جوانی… ادامه »چطور با قربانی کردن الان، آینده را بسازیم | نامه‌ای به خویشتن

محتواگری به سبک گری وی – سریع و خلاصه

اگر قرار باشد خیلی مختصر و مفید این سبک را معرفی کنم باید بگم: یک محتوای بزرگ تولید می‌کنیم. سپس همین را به بخش‌های کوچکتری تقسیم و پخش می‌کنیم. چطوری؟ اینطور تصور کن که یک هندوانه بزرگ خریدی، آن را… ادامه »محتواگری به سبک گری وی – سریع و خلاصه

مقاومت در برابر نوشتن یا مرض شتر نویسندگی

کتاب نبرد هنرمند (نبرد هنر) را دوباره یک ورقی می‌زدم. دوباره تنبلی و نبرد بزرگ برای کاری که انجام نمی‌دهیم. دقیقا چیزی که سخت است نوشتن نیست. بلکه نشستن و شروع به نوشتن کردن است. خب این موضوع تازه‌ای نبود… ادامه »مقاومت در برابر نوشتن یا مرض شتر نویسندگی

عناصر ارتباط چیست | مبانی ارتباط به زبان خیلی ساده

این نوشته بدون ویرایش و ناقص است. به زودی تکمیل و درست خواهد شد. وقتی اسم ارتباط را می‌شنوی به چه فکر می‌کنی؟ ارتباط خوب؟ بد؟ کاری؟ وزیر جوان؟ وزارت ارتباطات؟ یا مثل خیلی‌ها رابطه‌ها جلوی چشمت ردیف می‌شود؟ رابطه… ادامه »عناصر ارتباط چیست | مبانی ارتباط به زبان خیلی ساده

پرده ذهنی

ذهنت را بپوشان. هرکس و هرچیزی نباید پا برهنه وارد شود. به همین سادگی. همچین یک پردهٔ درست حسابی درست کن که هروقت نیاز بود کنار بزنی و هروقت نیاز نبود بگذاری این هجمه‌های زیاد پشتش گیر کند. چرا پرده؟… ادامه »پرده ذهنی

بادبادک‌های موفقیت

چه شد که من به اینجا رسیدم! +دانلود pdf کتاب «بادبادک‌های موفقیت»

یادش بخیر. یک روزی که زیستن پلاس برپا بود. دلم برای اوایل آن تنگ می‌شود. زیستن پلاس مرا یاد قدیمتر می‌اندازد. نوستالژی در نوستالژی. عین یک زنجیر وصل است. یاد روزگار وبلاگ نویسی. یاد پرشین بلاگ. یاد بلاگفای سانسور کننده.… ادامه »چه شد که من به اینجا رسیدم! +دانلود pdf کتاب «بادبادک‌های موفقیت»

پل‌های پشت سرت را خراب کن

وقتی فکر می‌کنم و می‌بینم که چقدر پرت از زندگی هستم، خنده‌ام می‌گیرد. اصلا بعضی اوقات باید توی خودت غرق بشی. همچین بری لابلای آتاشغالی وجودت اون تکه‌های بود گندو را بیابی. و بعد آن‌ها را در آغوش بکشی. چون… ادامه »پل‌های پشت سرت را خراب کن

محبوب، مشهور، خوب یا وقتی قورباغه‌ها هفت‌تیر کش شدند

«شهر که شلوغ بشه، قورباغه هم هفت‌تیر کش می‌شه» قدیم وقتی کسی مشهور می‌شد عموما قدری محبوب هم بود. اصولا کسی که معروف و مشهور می‌شد مراقب بود. مواظب بود که بهترین حالت خودش را عرضه کند. دست کم این… ادامه »محبوب، مشهور، خوب یا وقتی قورباغه‌ها هفت‌تیر کش شدند

نیمی از راه را رفته‌ایم، هنوز خیلی مانده | درباره سخت‌کوشی

when you have gone so far that you can’t manage one more step, then you’ve gone just half the distance that you’re capable of. ضرب المثل گرینلندی من این ضرب المثل را دوست دارم و روی اتاق دیوارم چسبانده‌ام. واقعا… ادامه »نیمی از راه را رفته‌ایم، هنوز خیلی مانده | درباره سخت‌کوشی

تنبلی درد همیشه همراه

من تنبلم. اعتراف می‌کنم تنبلم. اهمالکارم. با همه این‌ها خیلی تغییر کردم. کارای خفنی نکردم اما به عنوان یکی از پرچمداران نهضت ملی تنبلی، از این موضوع کمی جستم. راستش ما تنبلیم. تکنیک‌های ضد تنبلی داریم. مدیریت زمان داریم. گرچه… ادامه »تنبلی درد همیشه همراه