وبلاگ شخصی

دست‌نوشته‌ها، روزنوشت‌ها، شب‌نوشت‌ها، شعرو قصه و هرچیزکی که مربوط به فعالیت نویسندگی من می‌شوند

دسکتاپ xfce توزیع دبیان - علیرضا شیاسی

من، کامپیوتر، افکار و فردا – روزنوشت

کامپیوتر را روشن می‌کنم. اینبار برایم مهم نیست صدای جدیدی دارد یا همان قارقار قدیم است. سر درد عجیبی مغز مرا زمین فوتبال کرده. دور ذهنم فقط یک بند است، بندی نازک تا محتویاتش را نگه دارد. افکار، احساسات، خیال،… ادامه »من، کامپیوتر، افکار و فردا – روزنوشت

تنهاترین تنها

  • نامه

توجه: این نامه دلنوشته قدری تاریک است و خواندن آن توصیه نمی‌شود! دستهایم یخ‌های سرد و خشکند. حالا دیگر من هستم، دنیا و روزگاری با تلخی سرازیر شده است. تنها تاریکی را می‌بینم، تاریکی‌ای که فقط در چشمان من می‌درخشد.… ادامه »تنهاترین تنها

گل‌ها، دل و عقربه‌ها

گل‌ها، دل و عقربه‌ها

نکند برسد آن لحظه که باشند فقط عقربه‌ها نکند شب بشود بی‌فردا بی‌سحر بی‌آفتاب نکند دل بلرزد و بیافتد تنها نکند چشم نبیند دل را نکند مانَد جا، آنسوی غبار دل خفته در رویای بهار نکند باز شود زخم دل… ادامه »گل‌ها، دل و عقربه‌ها

دختر آفتاب

نامه‌ای به دختر آفتاب

تو ای دختر آفتاب که نور خویشتن به خانقاه فراموشی برده‌ای. آینه را کاش با خویشتن می‌بردی. برای یکبار هم که شده به آن خیره و با نورش جان می‌گرفتی. زندگی کردن به امید دیگری همانقدر مذموم است که پنهان… ادامه »نامه‌ای به دختر آفتاب

روز مهندس - پل

روزی پس از روز مهندس

امروز فردای روز مهندس است. هوا که اینجا بارانی‌ست. می‌گویند بیشتر ایران بارانی است، حداقل دور و اطراف غرب و ایران. یک زمانی برای مهندس شدن باید زحمت می‌کشیدیم. اصلا باید عرق می‌ریختی تا یادبگیری کجایی و چه می‌کنی. حالا… ادامه »روزی پس از روز مهندس

خفته در اعماق خویشتن

در اعماق خویشتن خفته اما هوشیارم. به سختی پلک می‌زنم. چشمی باز و چشمی بسته؛ باز تا مبادا گذر لحظه‌ها از کفم بروند. مبادا رد شود و نتوانم حتی از گوشه چشمم بنگرمش. چشمی بسته تا در خیال خویش غوطه‌ور… ادامه »خفته در اعماق خویشتن

مگر آنکه بشود مشک فشان، نفس باد صبا

  • شعر

تو رفتی و باران نبارید بار دگر با ناز و ادا اگر دریا اگر اقیانوس باشد این فاصله سرد   یاد تو می‌شکند، هرچه آن فاصله هست هرچه افتاده در اینجا هرچه مانده برایم هرچه باقیست به خاک رفتی و… ادامه »مگر آنکه بشود مشک فشان، نفس باد صبا

چطور با قربانی کردن الان، آینده را بسازیم | نامه‌ای به خویشتن

این یک نامه به خودم است! نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد یک روزی همه ما حاضر می‌شویم تا رنج و سختی را به جان بخریم. حالا ممکن است این روز در جوانی… ادامه »چطور با قربانی کردن الان، آینده را بسازیم | نامه‌ای به خویشتن

مردنی‌تر از همیشه | قصه

آن روز، آخر کوچه، گربه سیاه همسایه رنجورتر از همیشه کز کرده بود. باران شدیدی می‌آمد و امانش را بریده بود. ماشین مشتی قربون هم که قربانش بروم کمک فنرهایش شکسته بودند. دقیقا شده بود لانه گربه‌های محل، اما اینبار… ادامه »مردنی‌تر از همیشه | قصه

محتواگری به سبک گری وی – سریع و خلاصه

اگر قرار باشد خیلی مختصر و مفید این سبک را معرفی کنم باید بگم: یک محتوای بزرگ تولید می‌کنیم. سپس همین را به بخش‌های کوچکتری تقسیم و پخش می‌کنیم. چطوری؟ اینطور تصور کن که یک هندوانه بزرگ خریدی، آن را… ادامه »محتواگری به سبک گری وی – سریع و خلاصه