چطور با قربانی کردن الان، آینده را بسازیم | نامه‌ای به خویشتن

این یک نامه به خودم است! نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد یک روزی همه ما حاضر می‌شویم تا رنج و سختی را به جان بخریم. حالا ممکن است این روز در جوانی باشد یا میانسالی و یا شاید پیری. تنها کاری که ما باید کنیم این است که مطمئن بشویم این روز پس از مرگ ما نیست. وظیفه من، تو و همه ما…

محتواگری به سبک گری وی – سریع و خلاصه

اگر قرار باشد خیلی مختصر و مفید این سبک را معرفی کنم باید بگم: یک محتوای بزرگ تولید می‌کنیم. سپس همین را به بخش‌های کوچکتری تقسیم و پخش می‌کنیم. چطوری؟ اینطور تصور کن که یک هندوانه بزرگ خریدی، آن را چطور تقسیم می‌کنی بین مهمان‌ها؟ همه از هندوانه بهرمند می‌شوند در حالی که هرکسی یک قسمت از آن را چشیده است. در تولید محتوا کار یکم پیچیده‌تر می‌شود. چون بازاریابی محتوایی…

مقاومت در برابر نوشتن یا مرض شتر نویسندگی

کتاب نبرد هنرمند (نبرد هنر) را دوباره یک ورقی می‌زدم. دوباره تنبلی و نبرد بزرگ برای کاری که انجام نمی‌دهیم. دقیقا چیزی که سخت است نوشتن نیست. بلکه نشستن و شروع به نوشتن کردن است. خب این موضوع تازه‌ای نبود اما بیماری دایمی است. می‌دانید مثل میگرن که خوب نمی‌شود. این مقاومت کردن هم برای همهٔ ما هست. در همهٔ کارها هست نه فقط نوشتن. در نویسندگی مرض تبدیل به مرض…

عناصر ارتباط چیست | مبانی ارتباط به زبان خیلی ساده

این نوشته بدون ویرایش و ناقص است. به زودی تکمیل و درست خواهد شد. وقتی اسم ارتباط را می‌شنوی به چه فکر می‌کنی؟ ارتباط خوب؟ بد؟ کاری؟ وزیر جوان؟ وزارت ارتباطات؟ یا مثل خیلی‌ها رابطه‌ها جلوی چشمت ردیف می‌شود؟ رابطه عاشقانه؟ رابطه خانوادگی و الخ. اما چیزی که اکثرا توجه نمی‌کنیم خود ارتباط است. ارتباط هرچی که بخواهد باشد یکسری عناصر توی خودش جای داده. من فکر می‌کنم وقتی عناصر اولیه…

پرده ذهنی

ذهنت را بپوشان. هرکس و هرچیزی نباید پا برهنه وارد شود. به همین سادگی. همچین یک پردهٔ درست حسابی درست کن که هروقت نیاز بود کنار بزنی و هروقت نیاز نبود بگذاری این هجمه‌های زیاد پشتش گیر کند. چرا پرده؟ چرا دیوار نکشیم تا خیالمان راحت شود؟ چون دیوار از ما یک آدم دگم نفهم می‌سازد. بعضی وقت‌ها و بعضی‌جاها لازم است مخصوصا در برابر همین دگم‌ها اما ضررش بیشتر از…

چه شد که من به اینجا رسیدم! +دانلود pdf کتاب «بادبادک‌های موفقیت»

یادش بخیر. یک روزی که زیستن پلاس برپا بود. دلم برای اوایل آن تنگ می‌شود. زیستن پلاس مرا یاد قدیمتر می‌اندازد. نوستالژی در نوستالژی. عین یک زنجیر وصل است. یاد روزگار وبلاگ نویسی. یاد پرشین بلاگ. یاد بلاگفای سانسور کننده. یاد دوستان وبلاگی. یاد قبلتر. یاد یاهو مسنجر. یاد ویندوز ۹۸. یاد فروم‌های اینترنتی فعال (خیلی‌ها همچنان فعال البته نه ایرانی‌ها). یاد بازی رزیدنت اویل ۲ که تازه برای ویندوز ۹۵…

پل‌های پشت سرت را خراب کن

وقتی فکر می‌کنم و می‌بینم که چقدر پرت از زندگی هستم، خنده‌ام می‌گیرد. اصلا بعضی اوقات باید توی خودت غرق بشی. همچین بری لابلای آتاشغالی وجودت اون تکه‌های بود گندو را بیابی. و بعد آن‌ها را در آغوش بکشی. چون گاهی درون آن‌ها الماسی نهفته. درست مانند طلایی بین پهن‌های یک گاو. اینطور تصور می‌کنم که در بین کثافت‌ها یک طلایی گم کرده‌ام. پس باید بجویم چون دارایی مهمی از من…

محبوب، مشهور، خوب یا وقتی قورباغه‌ها هفت‌تیر کش شدند

«شهر که شلوغ بشه، قورباغه هم هفت‌تیر کش می‌شه» قدیم وقتی کسی مشهور می‌شد عموما قدری محبوب هم بود. اصولا کسی که معروف و مشهور می‌شد مراقب بود. مواظب بود که بهترین حالت خودش را عرضه کند. دست کم این احساس را داشت که باید چیزی برای عرضه داشته باشد.   حالا خیلی فرق کرده. الان خیلی سریع می‌شود مشهور شد. اما محبوب نه. قدیم‌ها هم بودند کسانی که مشهور نامحبوب…

نیمی از راه را رفته‌ایم، هنوز خیلی مانده | درباره سخت‌کوشی

when you have gone so far that you can’t manage one more step, then you’ve gone just half the distance that you’re capable of. ضرب المثل گرینلندی من این ضرب المثل را دوست دارم و روی اتاق دیوارم چسبانده‌ام. واقعا ما وقتی کمی خسته می‌شویم فکر می‌کنیم تمام است. همه چیز آخرش است. یا فکر می‌کنیم خب من کارم را کرده‌ام. اصلا زحمت سختی به خودمان نمی‌دهیم. درحالی که وقتی خسته‌ایم…

تنبلی درد همیشه همراه

من تنبلم. اعتراف می‌کنم تنبلم. اهمالکارم. با همه این‌ها خیلی تغییر کردم. کارای خفنی نکردم اما به عنوان یکی از پرچمداران نهضت ملی تنبلی، از این موضوع کمی جستم. راستش ما تنبلیم. تکنیک‌های ضد تنبلی داریم. مدیریت زمان داریم. گرچه مدیریت زمان  وجود ندارد.(نظر من به این سو موافقتر است:)) در حقیقت یک برنامه زمانبندی داریم. یکسری کار که باید سر موقع مقرر تمام شوند. ما مدیریت می‌کنیم که کارها انجام…