جریمه‌ای برای ننوشتن

دیشب یک جمع خیلی خوب شکل گرفت. من بودم، شاهین، سجاد و محمدمهدی ادیبی عزیز که تازه با او آشنا شدم. جمعی مخالف ننوشتن و البته موافق زجر دیدن در این مسیر.

قرار شد کلی بنویسم همچنان بیشتر از قبل، نمی‌دانم چرا ولی خدا رحمت کند رفتگان باعث و بانی‌‌اش. که اولی سجاد است و دومی شاهین.

در واقع سجاد محور اصلی موضوع شد، با پیشنهاد شاهین پا گرفت و تایید محمد مهر محکمی کوبید تا در نهایت من هم درنهایت درب این صندوق را دو قفله کنم.

قرار است شبی یک پست داشته باشیم. گرچه زمانش معین است اما کم نیست.

شده یک پروژه که از دور راحت است و از نزدیک سنگین.

لامصب از دور دل را می‌برد و از نزدیک زَهره.

چرا پروژه؟

چون هم زمان آغاز و پایان دارد. هم کارهای شکسته‌شده و هدف معلوم است.

جریمه دریرکرد و ننوشتن هم دارد. بچه‌ها ناخواسته برخی قوانین فیدیک را اجرا کردند.

برای همین به مدیریت پروژه و زمانبندی درست و کاربردی نیاز بیشتری خواهم داشت.

به هرحال این نوشته محض فرار نیست. اما نوازشی هم برای فرار در خود دارد.

یک پروژه که هم ورزش است هم ساخت و ساز و هم آی‌تی. فعلا نمی‌دانم به کجا می‌رویم اما هرچه هست، نیک است.

پس جلوتر این نوشته را گسترش خواهم داد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.